زندگی
نصرت :آخه تو از چی ناراحتی ؟؟
ملک : از این که منو نمی بینی... یعنی هیچی را نمی بینی.
هستم ؛ نیستم... می پزم؛ نمی پزم... می شورم ؛نمی شورم...
آرایش میکنم نمی بینی؛ می پوشم نمی بینی؛ همه دلخوشیت شده اون دکون...
پس من چی؟! ... دلمو به کی و چی این زندگی خوش کنم؟!!...
" بیتا فرهی - زندگی "
+ نوشته شده در ساعت توسط حمـــــــید ســـــــاو
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم...