شعر سربازی

بایــــــــد برم ســـــــــــــربازی

به جــــــــــــــای این نِت بازی

إن شاالله قسمتت شــــــــــــــــه

بیــــــــــای تو گـــــــــودِ بازی

راستــــــی توی فامیلـــــــــــت

سربازی هست نزدیکـــــــت؟

ببینی یَـقـلــــــــــــوی چیست؟

بشنوی اســـــــم شب چیست ؟

من که میشم گروهــــــــــــبان

فـــــــدای این گــــــــروه جان

نمی دونم که میشــــــــــــــه ؟

مطلب بـــــــــــــدم به تبیان !

می دونی خنده دار چیســـت؟

موی با نمـــره چهار چیست؟

نگــــــــو که بی خیــــــــالش

سربازی مالِ مـــــــــا نیست

سربازی رو میگــــم چیست؟

بعدش بگـــــو حق با کیست؟

خدمت یعنی،بیای که آدم بشی

گر آدمی ،بیای که بهتـر بشی

خدمت یعنی که صبحـــــگاه

به صــف بشی تو جایـــگاه

خدمت یعنی همیشــــــــــــه

تخت تــو آنکارد میشــــــه

خدمت یعنــــــی همیشــــه

دشمن ، خسته می شـــــه

خدمت یعنی به خط شین

هــر ساعتی که کم شین

خدمت یعنی بی خواب شی

امشب تــو پست شب شـی

خدمت یعنی یه کـــــــوله

جــــــادار به قدِ ســــوله

خدمت یعنی خطوطـــی

که تــــو کلاه کشیــــدی

خدمت یعنی یه فرونــــد

پوتین ، مگــــــر ندیدی ؟

خدمت یعنــــــــی ارادت

به خـاکِ پاکِ پاکــــــــت

دل دختـرها نســـــوزه !

چون ندارن سعـــــادت !

خدمت یعنـــــــــی بخندی

در روی غـــــــــم ببندی

چــــون که غمــی نمونده

بَعد از غـــــــــذای مونده

خدمت یعنـــــی بفهمــــــی

وطــــــن چقـــــدر عزیزه

بوســـــه بزن به خاکـــت

چون همه جــاش عزیزه

خدمت یعنــــــی ریاضت

بـِکن تو پوســـــت پیازت

خدمت یعنــــــی رفاقـت

با بچــــــه هــای خاکت

خدمت یعنــی یه جوری

سر بـــــه سرت بـــذارن

یه وقت هایی بد جـوری

پـــــدرت رو در بیـــارن

بیت های ایـن شعر من

فکر میکنم زیـــــــاد شد

مثــل همین خدمتـــــــی

که باز میگن زیــــاد شد

خدمت یعنی یه شعــری

تو سایت تبیان بگــــــی

جـــاده دوستی ات هــم

بهــــــر تخلص بگـــــی

بیاین خـــــــدا وکیلــــی

یه قول بدین صمیمــــی

میــــرم و بر می گردم

بشین رفیق قدیمـــــــی

اگر بــــــــرم سربازی

شعــــــــــرم ادامه دارد

شــــــــک نکنید عزیزان

نهضت ادامـــــــه دارد...

التماس دعا

حمید ســــــــــاو ؛ ســـــرباز وطن

هرجا هستید با هرکی هستید قلبتون دریایی و لحظه هاتون خدایی...

                 "مراقب خودتون و خوبی هاتون باشید"

زنده یاد خسرو شکیبایی

      برخی آدمها به یک دلیل... از مسیر زندگی ما می گذرند.

تا به ما درس هایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم.

                     " زنده یاد خسرو شکیبایی "

۲۴۷۰

زندگی خصوصی

بذار یه چیزی بهت بگم...این روزا فضا,فضای اتهام زنیه!

هرکی یه جوری متهمه!یکی برندازه,یکی انحرافیه,یکی مزدوره!

دعوا,دعوای قدرته!ما هم تو بازییم...ترکشش ماروهم میگیره...

" فرهاد اصلانی - زندگی خصوصی "

۲۴۶۹

اسکار ایرانی

اسکار ایرانی

ای اصغر فرهادی، ای اسکار برده!
اسکار را از دست استکبار برده

انواع حیوانات را از دم ربوده
خرس و پلنگ و مرغ ماهیخوار برده

در نوع خود پرپشت و شیک و بی‌نظیر است
ریش تو گوی سبقت از «ستار» برده

کار تو روی پرده از خیل مریدان
دل برده و سر برده و دستار برده

هم اعتبار و آبرو، هم عرض و هم رو
از کارگردان‌های بی‌مقدار برده

ای آن‌که با بازیگران ناشناست
حیثیت از «افشار» و از «گلزار» برده

همشهریان من هنرمندند کلاً
یک خرس هم انگار «آتشکار» برده!

در شهر می‌گفتند: «اصغر؟ نه نبرده...»
اما ولی... اعلام کرد اخبار برده!

این بود صبحی متن پیغام " سلحشور"
بیدار شو " مسعود " لاکردار برده !

راه تو می‌فهمیم خیلی سخت بوده
کار تو می‌دانیم کلی کار برده

" سیمین " تو دیگر خر نشو برگرد خانه
حالا که اصغر نصف شب اسکار برده

برگرد تهران، خاک و خل ما را گرفته
آیینه دیدار را زنگار برده...

" سعید بیابانکی
"

۲۴۶۸

چهل سالگی

(پدر و دختر برای معاینه چشماشون رفتن چشم پزشکی)
دکتر به پدر:وضعیت چشم خودتون چطوره؟
دختر:امروز صبح باز از چشمش یه لیوان آب معدنی گرفت خانم دکتر
" چهل سالگی - علیرضا رئیسیان "

۲۴۶۷

زندگی خصوصی

پریسا: من شنیدم شما حزب الهی ها میگید هرجا یه زن و مرد نامحرم تنها باشن

احتمال گناه زیاده

ابراهیم: بله درسته

پریسا: خب؟

ابراهیم: اما دین ما برای این هم راه حل داره

پریسا: راه حلش چیه اونوقت؟

ابراهیم: اسلام در این مواقع صیغه رو پیشنهاد می کنه
ناراحت شدی؟ منظوری نداشتم اگر قبول نمی کنی اصراری نیست

پریسا: اونوقت اگر قبول کنم این وقت شب کدوم محضری بازه؟

ابراهیم: احتیاج به محضر نیست…

" زندگی خصوصی - محمدحسین فرح بخش "

۲۴۶۶

حاجی واشنگتن

          خدا به هر ِسری داناست ...

" حاجی واشنگتن - زنده یاد علی حاتمی "

۲۴۶۵

سریال از نفس افتاده

دو چیز در زندگی مهمند:زنان برای مردان؛ و پول برای زنان !

            " سریال از نفس افتاده
- قاسم جعفری "

۲۴۶۴

قیصر

خان دایی میگه: «تو هر زورخونه‌ای می‌رفتم واسم زنگ می‌زدن…

می‌شد دو روز کشتی می‌گرفتم… آجر رو از تو دیوار می‌کشیدم بیرون....

" قیصر - مسعود کیمیایی "

۲۴۶۳

بدون شرح هنری - نوستالژی به یاد ماندنی

اعتراف میکنم :بچگی ها با هزار بدبختی آسفالت وسط کوچه رو چاله چاله میکندیم،

 مات درست میکردیم برای تیله بازی!
عقلمون نمیرسید که، بعدش که فوتبال بازی میکردیم،

 پامون توی همون چاله های کوچیک گیر میکرد، با مغز میخوردیم زمین.
همچین نسل دوراندیشی بودیم ما!!!

۲۴۶۲

سگ کشی

احمد نجفی: شما مثل اینکه بیش از انداره فیلمهای پلیسی میبینید...
گلرخ شمسایی:و شمام بیش از اندازه فیلمهای وقیح!!!

" سگ کشی - بهرام بیضایی "

۲۴۶۱

بدون شرح هنری - دقت کردین ؟؟؟

حرف R همون حرف P هست فقط خسته بوده پاهاشو باز کرده!
حرف Z همون حرف N هست فقط خوابیده!
حرف @ هم همون a هست فقط مقنعه سرش کرده!

۲۴۶۰

فامیل دور - من چه می دونستم ؟

 فامیل دور : من چه می دونستم قراره یه خر آرزومو برآورده کنه ...

                   " فامیل دور - من چه می دونستم ؟ " 

۲۴۵۹

گریزی بر ادبیات - کاریکلماتور

روزگار ما رو ببین مرغ ما تخم نمیکنه؟ ولی درعوض گاومون هر روز میزاد.

۲۴۵۸

سریال روزهای اعتراض

دکتر مفتخر: با گلوله و سرب نمیشه فکر مردمو عوض کرد.
این بار دین باید بره به مصاف دین.
" سریال روزهای اعتراض - حسین سهیلی زاده "

۲۴۵۷

زنده یاد خسرو شکیبایی

مردم بدون من همیشه مردم اند، اما من بدون مردم ُمرده ام....

                " زنده یاد خسرو شکیبایی "

۲۴۵۶

مادر

سره مره یه دو جین بچه می زاد یکیش می شه بلبل،

ننۀ ما کتّ بلبل رو بست و زایید گل و بلبل
" محمدعلی کشاورز -  مادر
 "

۲۴۵۵

دیالوگ خارجی -  عصر یخبندان

-شما چرا اینقدر سرخوشین؟؟؟
+رازمونو بهش بگیم داداش؟؟؟بیا جلو بیا...
چون ما خیلی خیلی...گاگولیم

" عصر یخبندان "

۲۴۵۴

جمله فلسفی- همین کافیه

اگه میخوای کسی رو از دست بدی، فقط کافیه دوستش داشته باشی. همین کافیه!

۲۴۵۳

برنامه کلاه قرمزی

۸ دیالوگ ماندگار برنامه کلاه قرمزی

۲۴۵۲

ادامه نوشته

دیالوگ خارجی -  هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت ۲

دامبلدور: دلت به حال مرده ها نسوزه ...

نگران زنده ها باش مخصوصاً اونا که بی عشق زندگی میکنند!

" هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت ۲ "

۲۴۵۱

بدون شرح هنری - دقت کردین ؟؟؟

دقت کردین یه زمانی بود اگه تلویزیون کسی تلتکست داشت انگار بوگاتی داشت!
رسما آدم حساب نمیکرد کسی رو...

۲۴۵۰

بدون شرح هنری - نوستالژی به یاد ماندنی

شما یادتون نمیاد یه دورانی  برای امتحان باید از اون ورقه ها

 که بالاش آبیه می گرفتیم می بردیم مدرسه برای امتحان دیکته!

۲۴۴۹

هر شب تنهایی

خانوادتون4 نفره .پدر، مادر ، تو و برادرت .خانواده ای از نوع کلان شهر.

با شعار فرزند کمتر زندگی بهتر ولی برای همین زندگی بهتر

شما بیش از هر چیزی نیازمند باور یکدیگر هستید .

تو باید باور کنی به خاطر احساس مادرانه مادر،

تو امنترین و گرمترین خونه ی دنیا رو داری و به خاطر دور اندیشی پدر،

 تو بهترین پشتیبان و درخشان ترین آینده رو داری

و به خاطر همیاری وهمراهی برادر یا خواهرت

 تو می تونی جسورانه ترین قدم ها رو برداری .....

بحث باور بود کسی که تو رو باور کرده ، همون دخترک گمشده .

وقتی اون بین این همه آدم تو رو باورکرده و به تو پناه آورده

 تو چه وظیفه ای در برابر باورش داری باهاش همراه بشی یا اون پس بزنی .

 پس می زنی . چون اون گریان دنبال زندگی ، دنبال رهایی از گمشدگی.

ولی تو خودت ،باورات از دست دادی .تو مُردی از الان مُردی...

وقتی پناه دخترک گمشده میشیم سعی می کنیم بیشترین محبت در حقش بکنیم

وامن ترین پناهش باشیم و حتی در برابر گریش نگران تر از مادرش میشیم

البته اولش فکر می کنیم این از دلسوزی ماست نسبت به این کوچک بیچاره .

اما نه با یکم فاصله می فهمیم ما به او نیاز داریم

و این احساس امنیتی که در او ایجاد می کنیم زیبا ترین و بهترین حس رو به ما میده .

احساس قدرت می کنیم و احساس انسان بودن .

به خاطر همین دلمون می خواد با هر چیزی که می تونیم اون برای خودمون نگه داریم

 و همه ی اون حس ها رو درون خودمون درذهن و خودمون جاودانه کنیم .

" لیلا حاتمی - هر شب تنهایی "

۲۴۴۸

انیمیشن بابا لنگ دراز

جودی ابوت : شکر خدا که من هیچ خدایی را از هیچکس به ارث نبرده ام.

من آزادم که خدای خود را آنطور که دلم میخواهد مجسم و انتخاب کنم.

خدای من مهربان، بخشنده، دلسوز، چیز فهم و اتفاقا خیلی هم شوخ است...!

" انیمیشن بابا لنگ دراز - جین وبستر"

۲۴۴۷ 

قیصر

کی برای ما یه نخود مردونگی رو کرد که ما براش یه خروار رو کنیم.

                          " بهروز وثوقی - قیصر"

۲۴۴۶

سریال سه درچهار

       بیژن: مامان خاله چشه؟
         مامان خودت چشه؟
" علی صادقی - سریال سه درچهار"

۲۴۴۵

اخراجی ها

محبت از شمشیر و تازیانه برنده تره !

 " اخراجی ها - مسعود ده نمکی "

۲۴۴۴

بدون شرح هنری - دقت کردین ؟؟؟

دقت کردین توی یه برنامه زنده تلویزیونی

 وقتی مجری به خواننده میگه یه دهن واسمون بخون؛

خواننده اولین چیزی که میگه اینه :ببخشید اگه یه کم صدام گرفته...

۲۴۴۳