چی میخوای مسلمم؟
دلتنگــــ رفتنم
مسلم دلش رو تو مشت حسین گذاشت و رفت کوفه.

دیگه دلــی نداشت که تو غربت کوفــه بگیره و تنگـــ بشه
اگه مسلمی، چرا تسلیم نیستی؟! اگه دل دادی ،چرا بیدل نیستی؟

دلم گرفته مرتضی، دلم گرفته، این همه چراغ توی این شهر،

هیچ کدوم چشمم رو روشن نمیکنه.این همه چشم توی این شهر،مرتضی!

 هیچ کدوم دلمو گرم نمیکنه .
مرتضی، اینجا همه می دوئن تا زنده بمونن! هیچ کس نمی دوئه تا زنـــدگی کنه

این شهر همش شده زمین .دیگه آسمونی نداره این شهر
...
من دلم آسمون میخواد مرتضی! آسمـون
.

وقتی دلت آسمون داشته باشه،

 چه تو چاه کنعان باشی چه تو زندان هارون ، آسمون آبی بالا سرته.

از کجا این آسمونو پیدا کنم مرتضی؟


فقط چشماتو باز کن،تا آسمون چشمان ساحلتو بالا سرت ببینی.

زمین و آسمون از چشمان اون نور میگیرند، چشماتو رو خودت ببند مسلم؛ ببند

" خداحافظ رفیق - امیر نادری "

فرستنده : زهـــــرا