حادثه حادثه اس؛ حادثه های خوب،حادثه های بد. یکی خوب می بینه ،یکی بد.

 وقتی داشتم طرف موتور می دویدم، داد زدم: احمق ! ... نه! هیچکس احمق نیست...

حادثه حادثه اس. وقتی داشتم هما رو می آوردم اینجا توی راه یکمی به هوش اومد

بهش گفتم چیزی نیست موبایلتو زدن؛فدای سرت.. حادثه حادثه اس .

 هما گفت: دوتا فرشته ی گرسنه نجاتم دادن.. من نمی دونم منظورش چیه،

من نفهمیدم منظورش چی بود ، فقط میدونم گفت دوتا فرشته ی فقیر نجاتم دادن.

" چند تار مو - ایرج کریمی "

۱۶۹۱