دایره
(سرهنگ وقتی زن فاحشه را از ماشینی که سوار بر آن بود پیاده کرد)
سرهنگ : شما چه نسبتی با راننده داری؟
فاحشه: نسبتی ندارم
سرهنگ:پس چرا سوارتون کرده؟
فاحشه: خودم سوار شدم
سرهنگ : برای چی ؟؟؟
فاحشه:قربون شکلت... اگه سوار نشم خــــــرج منو تو میدی ؟
" دایره – جعفرپناهی "
۱۶۶۳
+ نوشته شده در ساعت توسط حمـــــــید ســـــــاو
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم...